The Neighbourhood؛ داستان شکلگیری گروه، مسیر شهرت و سبک موسیقی
گروهی که با ترکیب گیتارهای ملانکولیک، صداهای الکترونیک، ریتمهای تأثیرگرفته از هیپهاپ و فضایی تاریک و سینمایی، هویتی متفاوت در موسیقی آلترناتیو پیدا کرد.

The Neighbourhood؛ داستان شکلگیری گروه، مسیر شهرت و سبک موسیقی
بعضی گروههای موسیقی را با صدای خوانندهشان به یاد میآوریم، بعضی را با یک آهنگ خاص و بعضی دیگر را با دنیایی که در موسیقی خود میسازند. The Neighbourhood از دسته سوم است؛ گروهی که با ترکیب گیتارهای ملانکولیک، صداهای الکترونیک، ریتمهای تأثیرگرفته از هیپهاپ و فضایی تاریک و سینمایی، هویتی متفاوت در موسیقی آلترناتیو پیدا کرد.
برای بسیاری از شنوندگان، آشنایی با این گروه با آهنگ Sweater Weather شروع شده است؛ قطعهای که از یک موفقیت در موسیقی آلترناتیو فراتر رفت و سالها بعد، با پیدا کردن مخاطبان تازه در شبکههای اجتماعی، نسل جدیدی از شنوندگان را به موسیقی گروه علاقهمند کرد.
اما The Neighbourhood چطور شکل گرفت؟ اعضای گروه چگونه یکدیگر را شناختند؟ چه چیزی باعث شد از یک گروه جوان کالیفرنیایی به نامی شناختهشده در موسیقی آلترناتیو تبدیل شوند؟ و چرا موسیقی آنها اغلب با احساساتی مثل دلتنگی، تنهایی، عشق و نوعی غم آرام شناخته میشود؟
The Neighbourhood چیست و اعضای آن چه کسانی هستند؟
The Neighbourhood که طرفداران گاهی آن را با نام کوتاهشدهی THE NBHD میشناسند، یک گروه موسیقی آمریکایی است که در سال ۲۰۱۱ در نیوبری پارک کالیفرنیا شکل گرفت. موسیقی این گروه را نمیتوان بهسادگی در یک ژانر مشخص محدود کرد؛ آنها از راک آلترناتیو و ایندی راک گرفته تا پاپ، آراندبی و هیپهاپ، از عناصر متنوعی برای ساخت صدای خود استفاده کردهاند.
ترکیب شناختهشدهی اعضای گروه در سالهای اولیه شامل پنج نفر بود:
- Jesse Rutherford: خواننده اصلی و یکی از چهرههای محوری هویت هنری گروه
- Zach Abels: گیتاریست
- Jeremy Freedman: گیتاریست
- Mikey Margott: نوازنده بیس
- Bryan Sammis: درامر اولیه گروه
برای درک تاریخچه The Neighbourhood باید به این نکته توجه کرد که ترکیب اعضای گروه در طول زمان تغییر کرده است. برای مثال، Bryan Sammis در سال ۲۰۱۴ از گروه جدا شد و Brandon Fried بهعنوان درامر به ترکیب گروه پیوست.
آنچه از همان ابتدا The Neighbourhood را متمایز میکرد، صرفاً کنار هم قرار گرفتن چند نوازنده نبود؛ اعضای گروه میخواستند موسیقی و هویت بصری را در قالب یک مجموعه هنری منسجم ارائه کنند.
اعضای The Neighbourhood چگونه با یکدیگر آشنا شدند؟
برخلاف داستانهایی که در آن چند موسیقیدان غریبه بهطور اتفاقی با یکدیگر ملاقات میکنند، شکلگیری The Neighbourhood تا حد زیادی نتیجه دوستیهای قدیمی و ارتباطات موجود در فضای موسیقی محلی کالیفرنیا بود.
بر اساس گفتوگوهای اعضای گروه، Zach Abels، Jeremy Freedman و Mikey Margott از دوران مدرسه با یکدیگر دوست بودند. آنها پیش از شکلگیری The Neighbourhood نیز در فضای موسیقی محلی فعالیت میکردند و تجربه همکاری در گروههای دیگر را داشتند.
Jesse Rutherford و Bryan Sammis نیز پیش از شکلگیری گروه با یکدیگر آشنا شده بودند؛ آشنایی آنها از طریق ارتباط میان گروههای موسیقی قبلیشان شکل گرفته بود. در ادامه، این ارتباطها به جمعی تبدیل شد که اعضای آن تصمیم گرفتند بهجای ادامه فعالیتهای جداگانه، پروژهای مشترک را دنبال کنند.
در واقع، The Neighbourhood حاصل جمع شدن افرادی بود که همدیگر را میشناختند، علایق موسیقایی مشترکی داشتند و هرکدام تجربهای متفاوت از ساخت موسیقی به گروه میآوردند.
یکی از نکات جالب درباره این همکاری، تفاوت پیشینه موسیقایی Jesse Rutherford با برخی دیگر از اعضا بود. او پیش از شکلگیری گروه به هیپهاپ نیز علاقه داشت و در این حوزه تجربه فعالیت داشت. همین پیشینه بعدها در شکلگیری صدای خاص The Neighbourhood نقش مهمی پیدا کرد.
Jesse بهجای اینکه صرفاً روی یک موسیقی راک متعارف تمرکز کند، به دنبال ترکیب آواز و گیتار با بیتها و ریتمهای مدرن بود. این ایده در کنار تواناییهای گیتاریستهای گروه و تجربه دیگر اعضا، به ایجاد صدایی انجامید که نه کاملاً راک بود و نه بهسادگی در دسته پاپ قرار میگرفت.
به این ترتیب، گروه در سال ۲۰۱۱ شکل گرفت و اعضا کار روی موسیقی و هویت هنری مشترک خود را آغاز کردند.
چرا نام گروه را The Neighbourhood گذاشتند؟
نام این گروه نیز بخشی از هویت آن است. واژه Neighbourhood در انگلیسی بریتانیایی به معنای محله یا محدودهای است که مردم در آن زندگی میکنند. شکل آمریکایی همین کلمه Neighborhood است.
گروه از املای بریتانیایی واژه استفاده کرد؛ تصمیمی که بنا بر روایتهای منتشرشده درباره شکلگیری گروه، به انتخاب نام و متمایز شدن آن از نامهای مشابه نیز مربوط بود.
در نگاه اول، «محله» ممکن است نامی ساده و روزمره به نظر برسد؛ اما این واژه میتواند به مفاهیمی مانند روابط انسانی، تجربههای مشترک، تنهایی در میان جمعیت و خاطراتی که در مکانهای آشنا شکل میگیرند اشاره داشته باشد.
نمیتوان تمام مفاهیم موسیقی گروه را مستقیماً از نام آن نتیجه گرفت، اما این انتخاب با رویکرد آنها به ساخت دنیایی آشنا و در عین حال رازآلود هماهنگی دارد.
شروع فعالیت؛ وقتی یک گروه مرموز در اینترنت ظاهر شد
در سال ۲۰۱۲، The Neighbourhood انتشار موسیقی خود را آغاز کرد. آنچه این شروع را جالب میکرد، شیوه معرفی گروه بود.
در مراحل اولیه، اطلاعات بسیار محدودی درباره هویت اعضا در دسترس قرار داشت. گروه با انتشار قطعاتی مانند Female Robbery و Sweater Weather توجه شنوندگان و وبلاگهای موسیقی را جلب کرد، درحالیکه مخاطبان هنوز اطلاعات چندانی درباره اعضای آن نداشتند.
این رویکرد باعث شد موسیقی گروه پیش از شناخت کامل چهرهها و داستان شخصی اعضا، در مرکز توجه قرار بگیرد. مخاطبان میتوانستند ابتدا با صدا، فضای آهنگها و تصاویر منتشرشده ارتباط برقرار کنند و بعد به دنبال شناخت بیشتر گروه بروند.
در مه ۲۰۱۲، گروه نخستین EP خود با عنوان I'm Sorry... را بهصورت مستقل منتشر کرد. این مجموعه پنج قطعه داشت و به معرفی جدیتر صدای گروه کمک کرد.
در ادامه همان سال، EP دیگری با عنوان Thank You. منتشر شد. انتشار این آثار، بهجای اینکه صرفاً مجموعهای از آهنگهای پراکنده باشد، به گروه کمک کرد هویت موسیقایی خود را تثبیت کند و توجه بیشتری از صنعت موسیقی دریافت کند.
ترکیب فضای تاریک، ملودیهای بهیادماندنی، آوازهای احساسی و تصاویر سیاهوسفید باعث شد The Neighbourhood از همان مراحل اولیه، تصویری قابل تشخیص از خود بسازد.
Sweater Weather؛ آهنگی که The Neighbourhood را معروف کرد
اگر قرار باشد فقط یک آهنگ را بهعنوان نقطه عطف مسیر شهرت The Neighbourhood معرفی کنیم، انتخاب اصلی بدون تردید Sweater Weather خواهد بود.
این قطعه در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و در ادامه به موفقیتی گسترده دست پیدا کرد. آهنگ در سال ۲۰۱۳ به رتبه اول جدول Billboard Alternative Airplay رسید و نقش مهمی در معرفی گروه به مخاطبان گستردهتر ایفا کرد.
اما دلیل ماندگاری این آهنگ فقط موفقیت آن در جدولهای موسیقی نیست. Sweater Weather ترکیبی از عناصری را ارائه میدهد که بعدها به بخشی از امضای موسیقایی گروه تبدیل شدند: گیتارهای مشخص، ریتمی نسبتاً آرام اما پرکشش، صدای متمایز Jesse Rutherford و فضایی که هم صمیمی است و هم اندکی سرد و دور از دسترس به نظر میرسد.
عنوان آهنگ به هوای خنک و زمانی از سال اشاره میکند که پوشیدن پلیور معنا پیدا میکند؛ اما جذابیت قطعه فقط به تصویرسازی فصلی آن محدود نیست. ترانه با موضوع نزدیکی عاطفی، صمیمیت و تجربه رابطهای شخصی سروکار دارد و همین ترکیب باعث میشود شنونده بتواند آن را با خاطرات و احساسات خودش پیوند دهد.
موفقیت Sweater Weather راه را برای انتشار آلبوم نخست گروه و حضور در اجراها و جشنوارههای بزرگتر هموار کرد.
نکته جالب این است که این آهنگ سالها پس از انتشار اولیه نیز دوباره مورد توجه قرار گرفت. در سال ۲۰۲۰ و پس از آن، استفاده گسترده از آن در TikTok و دیگر شبکههای اجتماعی، مخاطبان تازهای را با آهنگ آشنا کرد. این بازگشت به محبوبیت نشان داد که بعضی قطعات موسیقی میتوانند فراتر از زمان انتشار خود زندگی کنند و در فضای فرهنگی نسلهای بعدی نیز معنا پیدا کنند.
I Love You.؛ اولین آلبوم و تثبیت هویت گروه
پس از موفقیت آثار اولیه، The Neighbourhood در ۲۳ آوریل ۲۰۱۳ نخستین آلبوم استودیویی خود را با نام I Love You. از طریق Columbia Records منتشر کرد.
این آلبوم نقطه مهمی در مسیر حرفهای گروه بود؛ زیرا نشان داد آنها صرفاً با یک تکآهنگ موفق روبهرو نیستند و میتوانند یک مجموعه منسجم از آثار را ارائه دهند.
در I Love You.، عناصر راک آلترناتیو با بافتهای الکترونیک و تأثیرات آراندبی ترکیب میشوند. فضای آلبوم در بسیاری از قطعات آرام، تیره و دروننگر است و ملودیها معمولاً بیش از آنکه بر انرژی مستقیم و پرسرعت تکیه کنند، بر ایجاد حس و حال متمرکز هستند.
در کنار Sweater Weather، قطعاتی مانند Afraid نیز در شناساندن گروه به مخاطبان نقش داشتند. موضوعاتی مانند خودآگاهی، ترس از قضاوت، آسیبپذیری و پیچیدگی روابط انسانی در فضای ترانههای این دوره دیده میشوند.
موفقیت آلبوم نخست باعث شد The Neighbourhood در جشنوارهها و اجراهای مهمتری حضور پیدا کند و بهتدریج از یک گروه نوظهور به نامی شناختهشده در موسیقی آلترناتیو تبدیل شود.
سبک موسیقی The Neighbourhood چیست؟
یکی از مهمترین ویژگیهای The Neighbourhood این است که موسیقی آنها را نمیتوان تنها با یک برچسب ژانری توضیح داد. در آثار گروه، چند سنت موسیقایی مختلف به یکدیگر نزدیک میشوند و نتیجه، صدایی است که هم برای مخاطبان راک قابلدرک است و هم میتواند طرفداران پاپ، آراندبی و موسیقی الکترونیک را جذب کند.
۱. آلترناتیو راک و ایندی راک
گیتار همچنان یکی از عناصر مهم موسیقی The Neighbourhood است؛ اما استفاده از آن با بسیاری از گروههای راک کلاسیک تفاوت دارد.
بهجای اینکه تمام قطعات بر ریفهای سنگین، درامهای پرقدرت یا اوجگیریهای طولانی بنا شوند، گیتارها اغلب در خدمت ساخت فضای آهنگ قرار میگیرند. ملودیها ممکن است ساده و تکرارشونده باشند، اما همین تکرار به ایجاد حالوهوایی ماندگار کمک میکند.
این رویکرد در قطعاتی مانند Sweater Weather و Afraid قابل شنیدن است.
۲. آراندبی و هیپهاپ
تأثیر آراندبی و هیپهاپ یکی از تفاوتهای مهم The Neighbourhood با بسیاری از گروههای گیتارمحور است.
ریتمهای کنترلشده، ضربآهنگهای مدرن، شیوه اجرای آوازی و توجه به فضای میان صداها، همگی به این ترکیب کمک میکنند. پیشینه Jesse Rutherford در هیپهاپ نیز زمینه مناسبی برای ورود این عناصر به موسیقی گروه فراهم کرد.
در نتیجه، آوازها همیشه مانند یک اجرای پرقدرت راک جلو نمیآیند؛ گاهی آرام، نزدیک به گفتار و با تأکید بر حس و ریتم اجرا میشوند.
۳. پاپ آلترناتیو
The Neighbourhood در بسیاری از آهنگهای خود از ملودیهای قابلحفظ و ساختارهایی استفاده میکند که برای مخاطب پاپ نیز جذاباند.
با این حال، تنظیمها و فضای صوتی گروه معمولاً از پاپ کاملاً روشن و پرزرقوبرق فاصله دارند. حتی زمانی که یک ملودی بهسادگی در ذهن میماند، بافت صوتی میتواند حس سرد، غمگین یا رازآلودی ایجاد کند.
همین ترکیب یکی از دلایل جذابیت گروه برای شنوندگانی است که به موسیقی ملودیک علاقه دارند، اما به دنبال صدایی متفاوت از پاپ جریان اصلی هستند.
۴. موسیقی الکترونیک و طراحی صدا
در آثار The Neighbourhood، فقط نتها و سازها اهمیت ندارند؛ نحوه ضبط، لایهبندی، افکتها و فضای میان صداها نیز بخشی از تجربه شنیدن هستند.
استفاده از ریورب، صداهای پسزمینه، لایههای الکترونیک و تنظیمهای دقیق به آهنگها عمق میدهد. در چنین فضایی، سکوتها و صداهای کمحجم هم میتوانند بهاندازه یک ملودی پررنگ نقش داشته باشند.
این رویکرد به موسیقی گروه حالتی سینمایی میدهد؛ گویی هر آهنگ نهفقط یک قطعه موسیقی، بلکه صحنهای از یک داستان ناتمام است.
۵. دارک پاپ و فضای ملانکولیک
اصطلاح «دارک پاپ» یا پاپ تاریک، توصیف مناسبی برای بخشی از هویت هنری The Neighbourhood است؛ هرچند این عنوان بهتنهایی تمام موسیقی آنها را توضیح نمیدهد.
در این سبک، ملودیهای قابلدسترس با فضاهای سرد، موضوعات عاطفی پیچیده و تنظیمهای تیره ترکیب میشوند. موسیقی میتواند همزمان آرامشبخش و غمگین، صمیمی و دور، یا عاشقانه و ناآرام باشد.
این تضادها باعث میشوند آهنگهای گروه برای موقعیتهایی مانند رانندگی شبانه، قدم زدن در هوای ابری یا لحظات تنهایی جذاب به نظر برسند؛ البته تجربه هر شنونده از موسیقی شخصی است و به خاطرات و سلیقه او بستگی دارد.
چرا فضای سیاهوسفید در هویت گروه اهمیت دارد؟
یکی از مشخصههای شناختهشده The Neighbourhood، استفاده از تصاویر سیاهوسفید در عکسها، جلد آثار، پوسترها و موزیکویدئوهاست.
این انتخاب صرفاً یک ترفند تبلیغاتی نبود. اعضای گروه از همان ابتدا به این فکر میکردند که چگونه میتوانند یک هویت هنری منسجم بسازند؛ هویتی که موسیقی، تصویر، طراحی گرافیکی و نحوه معرفی گروه را به یکدیگر پیوند دهد.
در مصاحبههای اولیه، اعضای گروه درباره اهمیت خلق یک مجموعه هنری فراتر از خود موسیقی صحبت کردهاند. از این منظر، موزیکویدئوها و آثار بصری بخشی از زبان هنری The Neighbourhood هستند، نه صرفاً محتوایی جانبی برای تبلیغ آهنگها.
سیاهوسفید بودن تصاویر، رنگ را از مرکز توجه خارج میکند و به نور، سایه، بافت، حالت چهره و ترکیببندی اهمیت بیشتری میدهد. این ویژگی با فضای صوتی بسیاری از آهنگهای گروه نیز هماهنگ است.
البته نباید تصور کرد که تمام آثار گروه الزاماً سیاهوسفید هستند یا این انتخاب همیشه معنای ثابتی دارد. آنچه اهمیت دارد، شکلگیری یک هویت بصری قابلشناسایی در دورهای است که گروه به مخاطبان معرفی شد.
Wiped Out!؛ حرکت به سمت صدایی عمیقتر
در ۳۰ اکتبر ۲۰۱۵، The Neighbourhood دومین آلبوم استودیویی خود با نام Wiped Out! را منتشر کرد.
این آلبوم را میتوان ادامه مسیر گروه و در عین حال گامی در جهت گسترش زبان موسیقایی آنها دانست. فضای آثار همچنان ملانکولیک و اتمسفریک است، اما تنظیمها، بافتهای صوتی و شیوه ایجاد فضا نقش برجستهتری پیدا میکنند.
در این دوره، گروه بیش از پیش به ایجاد یک تجربه شنیداری یکپارچه توجه نشان میدهد؛ تجربهای که در آن آهنگها از طریق حالوهوا و رنگ صوتی با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند.
از قطعات شناختهشده این آلبوم میتوان به Daddy Issues، R.I.P. 2 My Youth و The Beach اشاره کرد.
Daddy Issues بهویژه برای بسیاری از شنوندگان با فضای عاطفی و ترانهای درباره آسیبپذیری و پیچیدگیهای رابطه شناخته میشود. این آهنگ در سالهای بعد نیز در شبکههای اجتماعی و میان مخاطبان جوان محبوبیت قابلتوجهی پیدا کرد.
The Neighbourhood؛ تجربههای تازه در موسیقی
گروه در سالهای بعد نیز به تکرار فرمول اولیه خود بسنده نکرد و به تجربه با صداها و ساختارهای تازه ادامه داد.
در سال ۲۰۱۸، آلبوم خودعنوان The Neighbourhood منتشر شد. این اثر نسبت به دورههای قبلی، گستره متنوعتری از عناصر پاپ، الکترونیک و آراندبی را در خود جای میدهد.
قطعاتی مانند Scary Love، Softcore و Reflections نشان میدهند که گروه همچنان به ساخت ملودیهای ماندگار و فضاهای احساسی علاقه دارد، اما در عین حال حاضر است در تنظیم و تولید موسیقی مسیرهای متفاوتی را امتحان کند.
در این دوره، هویت گروه بیشتر از یک تصویر واحد یا یک ژانر مشخص فاصله میگیرد و به مجموعهای از انتخابهای هنری تبدیل میشود؛ انتخابهایی که در هر آلبوم میتوانند شکل تازهای پیدا کنند.
Chip Chrome & the Mono-Tones؛ ورود به یک جهان مفهومی
در سال ۲۰۲۰، گروه آلبوم Chip Chrome & the Mono-Tones را منتشر کرد. این پروژه از نظر ایدهپردازی و هویت بصری اهمیت ویژهای داشت.
در مرکز این اثر، شخصیت Chip Chrome قرار دارد؛ شخصیتی که Jesse Rutherford با ظاهری متفاوت و پوششی نقرهای به آن جان بخشید. این شخصیت به گروه امکان داد تا مفهوم هویت، اجرا و تصویر عمومی یک هنرمند را به شکلی متفاوت بررسی کند.
آلبوم در ادامه علاقه گروه به ترکیب موسیقی با روایت تصویری قرار میگیرد، اما در عین حال فضایی مفهومیتر دارد. نام، ظاهر شخصیت اصلی و طراحی بصری پروژه همگی به ساخت جهانی هنری کمک میکنند که از یک مجموعه معمولی از تکآهنگها فراتر میرود.
این دوره نشان میدهد که The Neighbourhood صرفاً به دنبال تکرار موفقیت Sweater Weather نبود؛ گروه تلاش کرد امکانات دیگری را نیز در موسیقی و ارائه هنری خود بررسی کند.
وقفه گروه و بازگشت به فعالیت
پس از انتشار آثار سالهای ۲۰۲۰، فعالیت گروه وارد دورهای از وقفه شد. این فاصله به معنای محو شدن کامل نام The Neighbourhood از فضای موسیقی نبود؛ آثار قدیمی گروه همچنان شنیده میشدند و آهنگهایی مانند Sweater Weather و Daddy Issues مخاطبان تازهای پیدا میکردند.
در سال ۲۰۲۵، گروه با آلبوم Ultrasound وارد مرحله تازهای از فعالیت خود شد. این بازگشت، ادامه داستان گروهی بود که در طول سالها از یک پروژه جوان آلترناتیو به هنرمندی با هویت صوتی و تصویری مشخص تبدیل شده بود.
بنابراین، تاریخچه The Neighbourhood فقط داستان یک موفقیت ناگهانی نیست؛ این مسیر شامل شکلگیری دوستیها، تجربههای موسیقایی، تغییر اعضا، گسترش سبک هنری، وقفه و تلاش برای بازتعریف هویت گروه نیز میشود.
چرا موسیقی The Neighbourhood همچنان محبوب است؟
ماندگاری موسیقی The Neighbourhood را نمیتوان تنها با یک عامل توضیح داد. چند ویژگی در کنار یکدیگر به این موضوع کمک کردهاند.
نخست، ملودیهای ماندگار: آهنگهایی مانند Sweater Weather بهگونهای ساخته شدهاند که حتی پس از چند بار شنیدن نیز در ذهن باقی میمانند.
دوم، ترکیب ژانرها: گروه میان راک، پاپ، آراندبی و موسیقی الکترونیک حرکت میکند و به همین دلیل میتواند مخاطبان با سلیقههای مختلف را جذب کند.
سوم، فضای عاطفی: موضوعاتی مانند عشق، تنهایی، ترس، تردید و روابط پیچیده در آثار گروه جایگاه مهمی دارند. این موضوعات برای بسیاری از شنوندگان قابلدرکاند و امکان ارتباط شخصی با آهنگها را فراهم میکنند.
چهارم، هویت بصری: استفاده از تصاویر سیاهوسفید و طراحیهای هماهنگ، به مخاطبان کمک کرده است که گروه را نهفقط از طریق موسیقی، بلکه از طریق ظاهر و فضای هنری آن نیز بشناسند.
پنجم، کشف دوباره در شبکههای اجتماعی: محبوبیت دوباره برخی آهنگها در پلتفرمهایی مانند TikTok باعث شده است که شنوندگان جوانتر نیز به سراغ آثار قدیمی گروه بروند. در این فرایند، آهنگی که سالها پیش منتشر شده میتواند در موقعیتی تازه معنا پیدا کند و با خاطرات و تجربههای نسل جدید پیوند بخورد.
از کدام آهنگهای The Neighbourhood شروع کنیم؟
اگر هنوز بهطور جدی موسیقی این گروه را دنبال نکردهاید، شنیدن چند قطعه از دورههای مختلف میتواند تصویر بهتری از مسیر هنری آنها ارائه دهد.
- Sweater Weather: نقطه شروع مناسب برای آشنایی با صدای شناختهشده گروه و یکی از مهمترین آهنگهای کارنامه آنها.
- Female Robbery: قطعهای از دوره آغازین که فضای تاریک و رازآلود آثار اولیه گروه را نشان میدهد.
- Afraid: انتخابی مناسب برای شنیدن ترکیب گیتار، ریتمهای مدرن و موضوعات مرتبط با ترس و خودآگاهی.
- Daddy Issues: یکی از قطعات شناختهشده Wiped Out! با فضایی احساسی و ملانکولیک.
- R.I.P. 2 My Youth: آهنگی با حالوهوای تأملبرانگیز درباره گذر از دورهای از زندگی و تغییرات شخصی.
- The Beach: انتخابی برای کسانی که به فضای صوتی گستردهتر و تنظیمهای اتمسفریک علاقه دارند.
- Softcore: قطعهای از آلبوم خودعنوان گروه که ترکیب پاپ آلترناتیو و فضای احساسی آنها را بهخوبی نشان میدهد.
- Reflections: انتخابی مناسب برای شنوندگانی که به ملودیهای آرام و حالوهوای دروننگر علاقه دارند.
- Scary Love: نمونهای از رویکرد گروه به ملودیهای پاپ و بافتهای الکترونیک.
- You Get Me So High: قطعهای از دوره آلبوم خودعنوان که وجه ملودیک و ریتمیک موسیقی گروه را برجسته میکند.
این فهرست رتبهبندی قطعی بهترین آثار گروه نیست؛ بلکه راهنمایی برای شناخت بخشهای مختلف موسیقی The Neighbourhood است.
The Neighbourhood؛ فراتر از یک آهنگ معروف
The Neighbourhood با Sweater Weather به شهرت گسترده رسید، اما هویت هنری آنها به موفقیت یک تکآهنگ محدود نمیشود. داستان شکلگیری گروه، دوستیهای قدیمی اعضا، ترکیب تأثیرات موسیقایی و توجه به هویت بصری، همگی در ساختن این هویت نقش داشتهاند.
از I’m Sorry... و I Love You. تا Wiped Out!، آلبوم خودعنوان گروه و Chip Chrome & the Mono-Tones، میتوان مسیری را دید که در آن یک صدای آلترناتیو بهتدریج گسترش پیدا میکند و شکلهای متفاوتی به خود میگیرد.
شاید یکی از دلایل جذابیت The Neighbourhood این باشد که موسیقی آنها همیشه تلاش نمیکند احساسات را به شکلی مستقیم و روشن توضیح دهد. گاهی یک گیتار با صدایی دور، یک ریتم آرام یا یک جمله کوتاه در ترانه، فضایی میسازد که شنونده میتواند تجربه شخصی خودش را در آن پیدا کند.
برای همین، The Neighbourhood را میتوان نمونهای از گروههایی دانست که موسیقی، تصویر و حالوهوا را به یک تجربه هنری مشترک تبدیل کردهاند؛ تجربهای که برای بسیاری از شنوندگان با شب، خاطره، عشق و نوعی دلتنگی آرام گره خورده است.
این بخش
محصولات مرتبط
تصاویر مقاله



